پدر و مادر بودنپزشک و سلامتکودکان و بارداریوقتی زندگی خانوادگی سخت است

وقتی بچه ها عصبانی می شوند

وقتی بچه ها عصبانی می شوند: معمولاً کودکان عصبانی می شوند، حتی برای چیزهایی که به نظر می رسد شکست های کوچک است. این عصبانیت بخشی از رشد کودک است. اگر برخورد با آن دشوار است یا اگر کودک اغلب برخورد خشونت آمیزی دارد که زندگی با دوستان و مدرسه را تحت تاثیر قرار می دهد، ممکن است نیاز به کمک و حمایت داشته باشید.

این متن برای شما به عنوان یک بزرگسال طراحی شده است و در درجه اول درباره کودکان بین دو تا دوازده ساله است.

توصیه های عملی در مورد اینکه چگونه می توانید برای آرام کردن و کمک به کودک انجام دهید، دریافت می کنید. همچنین توصیه هایی در مورد نحوه رفتار با خودتان دریافت خواهید کرد. در ادامه مجله خبری ضدایکس باما همراه باشید.

وقتی بچه ها عصبانی می شوند، چه اتفاقی می افتد و به چه چیزی بستگی دارد؟

در صورت شیوع، کودک با جیغ زدن، ضربه زدن یا لگد کردن واکنش نشان می دهد.

به نظر می رسد شیوع این بیماری بسته به سن کودک و سن کودک در دوران بارداری تشدید می شود.

شیوع ممکن است به دلیل یک یا چند نمونه از موارد زیر باشد:

  • کودک از چیزی عصبانی، ناامید یا غمگین است.
  • کودک گرسنه یا خسته است.
  • کودک در مواجهه با چیزی که اتفاق می افتد، برای مثال اینکه کسی نه می گوید، مشکل دارد.
  • کودک مجاز است بازی یا فعالیت های دیگر را قطع کند.
  • کودک نیاز به نزدیکی و امنیت دارد.
  • کودک گیج یا ناامن است زیرا قوانین یا روال‌ها را نمی‌فهمد.
  • کودک تحت تأثیر قرار می گیرد و احساس می کند که شما چگونه هستید. مثلاً اگر استرس دارید یا تحریک شده اید، مرغ احساس شما را درک نمی کند.

اینها احساساتی هستند که کودک هنوز یاد نگرفته که با آنها کنار بیاید.

هر کس متفاوت است

هرکسی خلق و خوی متفاوتی دارد و واکنش های متفاوتی از خود نشان می دهد. این در مورد شما و فرزندتان نیز صدق می کند.

برخی از کودکان نسبت به سایر کودکان راحت‌تر طغیان می‌کنند، لجبازتر، تکان‌دهنده‌تر و برون‌گراتر هستند یا در کنترل خود مشکل بیشتری دارند. نحوه واکنش کودکان نیز روز به روز تغییر می کند.

همچنین مهم است که به یاد داشته باشید که از طریق نزاع ها در مورد یکدیگر یاد می گیرید و با یکدیگر آشنا می شوید و چگونه ارتباط برقرار می کنید. تعارض ها تا زمانی برای توسعه مهم هستند که برای کسی آسیب نرسانند یا بد نباشند.

مغز و بدن در حال رشد هستند

عصبانیت شایع است و بخشی از رشد کودکان است که طغیان داشته باشند و دوره هایی داشته باشند که اغلب اعتراض می کنند. خلق و خو و کاری که کودک می تواند انجام دهد تحت تأثیر تغییرات مغز و بدن است. همچنین متاثر از آنچه کودک می فهمد می باشد.

در تمام سنین، دوره هایی وجود دارد که مغز به سرعت رشد می کند. در این صورت کودکان ممکن است طغیان های بیشتری داشته باشند یا مقابله با احساساتشان دشوارتر باشد. برخی از آنها چندین بار در روز بیرون می‌آیند، برخی دیگر کمتر.

بچه ها معمولاً می خواهند کار درست را انجام دهند، همکاری کنند و کارها را انجام دهند. اما آنها می توانند و هنوز نمی دانند چگونه این کار را انجام دهند. آنها سعی می کنند بهترین کار را انجام دهند، اما کافی نیست.

خیلی برای کودک سخت است

این که کودکان چگونه بالغ می شوند و چه نیازهایی را می توانند تحمل کنند متفاوت است. هر کسی با چیزی مشکل دارد. بعضی ها با چند چیز مشکل دارند.

در اینجا لیستی از نمونه هایی از چیزهایی که برای کودکان دشوار است آورده شده است:

  • درک کنید که اگر او به روشی خاص عمل کند چه اتفاقی می افتد.
  • بر نحوه واکنش، احساس و انجام او کنترل داشته باشید. بتوانید خود را آرام کنید و آرامش خود را حفظ کنید.
  • زمانی که آنطور که او در نظر داشت به نتیجه نمی رسد رسیدگی کند.
  • آنچه را که دیگران فکر می کنند، احساس می کنند و انجام می دهند را درک کنید و با آن کنار بیایید. می تواند باعث مشاجره کودک با دیگران شود.
  • مقابله با استرس.
  • چیزی را از منظر دیگری ببینید یا راه حل های بیشتری برای یک مشکل پیدا کنید.

هنگامی که کودکان در بیان خود مشکل دارند، می تواند خود را به روش های دیگری نشان دهد. آنها می توانند مثلاً فحش دهند، تف کنند یا گاز بگیرند.

مشکلات معمولاً با بزرگتر شدن کودک کاهش یا ناپدید می شوند. اما بخشی از مغز که از جمله به نحوه برنامه ریزی، حل مشکلات و تصمیم گیری آگاهانه رسیدگی می کند تا سن 20 تا 25 سالگی به طور کامل رشد نمی کند.

با بزرگتر شدن بچه ها

وقتی بچه ها حدود دوازده سال دارند، چیزهای زیادی در مورد اینکه چگونه می توانند از دیدگاه دیگران فکر کنند و از اشتباهاتشان درس بگیرند، اتفاق می افتد.

در نوجوانی، شیوع بیماری معمولا بیشتر به بحث و ابراز اراده کودکان مربوط می شود. آنها کنترل خود را بیشتر می کنند. اما حتی کودکان بزرگتر نیز می توانند گاهی مانند کودکان کوچکتر واکنش نشان دهند. اما وقتی همه آرام شده‌اند، معمولاً می‌توان به شیوه‌ای دیگر و به شیوه‌ای پیچیده‌تر درباره آنچه اتفاق افتاده صحبت کرد.

در صورت ادامه شیوع بیماری، برای مثال اگر کودک دعوا کند یا تف کند، باید به دنبال کمک و حمایت باشید. اگر فکر می‌کنید که به نظر نمی‌رسد فرزندتان با مشکلات راحت‌تر کنار بیاید، یا فکر می‌کنید مقابله با شیوع بیماری بسیار دشوار است، همین امر صدق می‌کند.

کودک نیاز به توجه و زمان دارد

همه کودکان برای رشد به زمان، تعهد و عشق زیادی نیاز دارند.

برای اینکه کودک احساس خوبی داشته باشد و احساس آرامش کند، این مورد نیاز است:

  • هر روز حداقل مدتی را صرف کنید. بازی کنید، کارها را با هم انجام دهید و صحبت کنید.
  • زمان بده و گوش کن کنجکاو و علاقه مند باشید.
  • همه چیز را برای کودک تصمیم نگیرید. گوش کنید و اجازه دهید او درگیر شود و بتواند تاثیر بگذارد.
  • در مورد آنچه که خوب پیش می رود صحبت کنید. کودکان اغلب کارهایی را که در مورد آن صحبت می شود انجام می دهند. اگر کودکان مورد توجه مثبت قرار نمی گیرند، کارهایی را انجام دهید که توجه منفی را به همراه دارد.

اگر کودک چیزی که در لیست گلوله ذکر شده را نداشته باشد، می تواند دردسرهای زیادی ایجاد کند.

به آنچه کودک در لحظه نیاز دارد فکر کنید. کودک ممکن است خسته، گرسنه یا نیاز به نزدیکی داشته باشد.

در سنین مختلف نیازهای متفاوتی وجود دارد

بچه ها در واقع در همه سنین نیازهای یکسانی دارند، اما نیازها شدیدتر است و زمان بیشتری را با بچه های کوچکتر می گیرد. آنها قبل از اینکه خودشان به دنبال بیرونی بیشتر در دنیا باشند به نزدیکی، توضیحات و زمان بیشتری نیاز دارند. با گذشت زمان، نیاز به نزدیکی فوری شما کاهش می یابد و شما بیشتر به فردی تبدیل می شوید که کودک در مورد افکار روزمره با او صحبت می کند. وقتی کودک به بلوغ می رسد، بیشتر و بیشتر می تواند موقعیت ها را به تنهایی حل کند یا از افراد دیگری غیر از شما کمک بگیرد.

زندگی روزمره یکی است

برخی از کودکان نسبت به تأثیرات و محیط ها بسیار حساس هستند. به عنوان مثال، در شلوغی یا در موقعیت های دیگری که اتفاقات زیادی رخ می دهد، می تواند دشوار باشد.

برای همه خوب است که بدانند چه اتفاقی قرار است بیفتد و چه چیزی انتظار می رود. همچنین خوب است بدانید که همه چیز باید چگونه باشد، بزرگسالان چگونه واکنش نشان می دهند و چگونه هستند، روال ها و مرزهایی اعمال می شود.

اکثر کودکان زمانی که ایمن هستند و استرس ندارند با موقعیت های غیرمنتظره بهتر کنار می آیند .

همکاری بهتر از اطاعت است

بپرسید، توضیح دهید و کودک را در بحث ها شرکت دهید تا خودش بفهمد و فکر کند. این باعث می شود که کودک راحت تر چیزها و افراد دیگر را درک کند. کودک همچنین یاد می گیرد که به او گوش داده شود و احساس ارزشمندی کند و سپس عزت نفس افزایش می یابد.

مرزها، اظهارات و انتقادات زیاد به این معنی است که نزاع و طغیان بیشتر خواهد شد. این می تواند کار را در خانه سخت کند و رابطه شما را بدتر کند.

اگر خود کودک مورد ضرب و شتم قرار گیرد، تهدید به کتک خوردن شود، یا ببیند که فردی در خانواده مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، می تواند ترس او را بیشتر کند و مشاجرات و درگیری ها بیشتر شود. کودکان متوجه رفتار بزرگسالان می شوند و بنابراین می توانند پرخاشگرتر شوند.

حتی برای کودکان خردسال هم توضیح دهید

بچه های کوچک همه چیز را نمی فهمند، اما شما می توانید مختصر و ساده توضیح دهید. انتظار نداشته باشید که کودک رفتار خود را تغییر دهد، او برای این کار آماده نیست. همیشه تفاوتی وجود ندارد، اما با کودک محترمانه رفتار می شود. شما نشان می دهید که برای کاری که انجام می دهید دلیل خوبی دارید، مثلاً برای قطع بازی.

نکاتی در مورد شیوع بیماری در کودک

کودکان تحت تاثیر نحوه انجام شما قرار می گیرند. برخی از کودکان بسیار تحت تأثیر قرار می گیرند.

مهمترین چیز برای کمک به کودک در شیوع بیماری این است:

  • آرام بمان. اگر احساس می‌کنید کنترل خود را از دست می‌دهید، در صورت امکان، کنار بروید.

همچنین این نکات را رعایت کنید:

  • کمتر از کلمات استفاده کنید و لحن آرام داشته باشید.
  • داد و جیغ نزنید. ممکن است برای کودک احساس خطر کند و وضعیت را بدتر کند. زیرا کودکان کارهای شما را تقلید می کنند و بنابراین کودک نیز می تواند شروع به جیغ زدن و داد کند.
  • توجه کودک را منحرف کنید. شما ممکن است شوخی کنید تا دردسر را قطع کنید.
  • زبان بدن آرامی داشته باشید. برای مثال می توانید بنشینید، به این ترتیب بدن شما آرام تر می شود و برای کودک تهدید کننده نیست.
  • به کودک فضایی بدهید تا آرام شود. ممکن است بتوانید کودک کمی بزرگتر را برای مدتی تنها بگذارید. برخی از کودکان خواهان نزدیکی هستند، مانند در آغوش گرفتن. از فرزندتان بپرسید که از شما چه می خواهد. می‌توانید با دادن دو گزینه از بچه‌های کوچک‌تر بپرسید، مثلاً «آغوش می‌خواهی یا صبر کنم؟».
  • بحث نکنید. کودک آنقدر ناراحت است که نمی تواند بفهمد و بتواند به وضوح فکر کند.
  • نیازی به تماس چشمی نیست.

نوزاد را در آغوش نگیرید

تنها زمانی که می توانید کودک را در آغوش بگیرید زمانی است که او می خواهد به خودش یا شخص دیگری صدمه بزند. مثلاً با دور شدن با کودک و ماندن در کنار کودک تا زمانی که آرام شود، صحبت را قطع کنید.

هرگز نسبت به کودک خشن رفتار نکنید

شما هرگز نباید کودک را بزنید یا تهدید به ضربه زدن کنید.

این همان چیزی است که در هنگام شیوع برای کودک اتفاق می افتد

کودک نمی تواند واضح فکر کند و بیش از حد معمول به تکانه ها واکنش نشان می دهد. معمولاً هر کاری که کودک قادر است انجام دهد و از عهده آن برآید بدتر است. توضیح دادن یا درخواست از کودک برای آرام شدن کمکی نمی کند.

کودک سعی می کند کنترل خود را حفظ کند. اگر این امکان وجود نداشته باشد، برای کودک بسیار دشوار است.

در اینجا چند نمونه از نحوه برخورد کودکان با مشکلات دشوار آورده شده است:

  • کودک می رود یا فرار می کند.
  • کودک از تماس چشمی اجتناب می کند، سپس آن را به شدت احساس نمی کند.
  • کودک فکر می کند که وضعیت حل شده است و سعی می کند روی آن تمرکز کند.
  • کودک کاری را انجام می دهد که معمولاً انجام می دهد تا احساس امنیت کند.
  • کودک کسی را می زند تا آن شخص را از خود دور کند.

کودکان کوچکتر را تنها نگذارید

اگر کودک کوچکتر از حدود 6 سال ناراحت است هرگز در اتاق تنها نگذارید. برای کودک تلاش برای مراقبت از احساسات دشوار خود بسیار دشوار است. بچه هایی که بزرگتر هستند ممکن است فکر کنند خوب است که برای مدتی در آرامش عصبانی باشند، اگر بدانند می خواهید بعد از مدتی با هم باشید.

برای شما به عنوان یک بزرگسال

این امری عادی است که شما احساس سختی، سختی و اشتباه می کنید. همچنین عصبانی شدن، غمگین شدن، شرمساری یا استرس شایع است. حفظ صبر همیشه ممکن نیست. ممکن است نگران از دست دادن کنترل باشید.

شیوع این بیماری همچنین می‌تواند باعث شود که همه در خانه بیشتر نزاع کنند، به این ترتیب که اگر با کسی زندگی می‌کنید، با کودک، خواهر و برادر و با شریک زندگی‌تان نزاع بیشتر می‌شود.

صحبت کردن با بزرگسالانی که می شناسید و به آنها اعتماد دارید اغلب می تواند کمک کند. اگر به پشتیبانی دیگری نیاز دارید، باید به دنبال کمک باشید.

نکاتی برای کنار آمدن با آنچه اتفاق می افتد

از جمله موارد دیگر می توانید به این فکر کنید:

  • تصور کنید که می گذرد، یک دقیقه صبر کنید.
  • به چیز دیگری فکر کن برای مثال، می توانید بشمارید یا سعی کنید آرام نفس بکشید.
  • فکر کنید که کودک نمی تواند آنچه را که اتفاق می افتد تحمل کند. فکر نکنید که کودک چیز بدی می خواهد.

برای مثال ، تمرین تمرکز حواس یا مدیتیشن می تواند خوب باشد تا در طولانی مدت احساس آرامش کنید. ورزش یک راه عالی برای احساس خوب است و احساس آرامش.

همچنین می توانید در مورد خودتان و آنچه شما را ناراحت می کند بیشتر بدانید. مثلاً ممکن است صبح‌ها حالت بدی داشته باشید و باید آن‌وقت راحت باشید، یا اینکه باید چیزی بخورید تا وقتی بچه‌ها را در پیش‌دبستانی یا مدرسه می‌برید، گرسنه نشوید و به راحتی عصبانی نشوید.

اگر خواهر و برادر شیوع بیماری را بشنوند یا ببینند

تا زمانی که آرام باشید و مسئولیت حل و فصل شرایط را بر عهده بگیرید، خواهر و برادر می بینند که شما کمک می کنید. سپس خطر کمتری برای ترس خواهر و برادر وجود دارد.

با خواهر و برادر بر اساس سن و بلوغ او صحبت کنید. در مورد اینکه چگونه می توانید واکنش نشان دهید و احساس کنید، که شما متفاوت هستید و می توانید واکنش متفاوتی نشان دهید، صحبت کنید. به آنها بگویید که احساسات قوی وجود دارد و آنها نیز حق دارند گاهی اوقات عصبانی شوند.

بپرسید که آیا خواهر یا برادر در مورد چیزی متعجب است. توضیح دهید که این شما به عنوان یک بزرگسال هستید که در صورت غمگین شدن کودکان کمک می کنید.

شما می توانید این کار را برای جلوگیری یا کاهش شیوع بیماری انجام دهید

پس از شیوع بیماری، خوب است که شما به عنوان یک بزرگسال سعی کنید آنچه را که اتفاق افتاده است درک کنید و مطمئن شوید که دیگر تکرار نمی شود. تصور کنید که کودک گهگاه نمی تواند با آنچه لازم است کنار بیاید.

می توانید پس از شیوع بیماری به این فکر کنید:

  • چرا کودک شیوع پیدا کرد؟
  • چه الزاماتی را تعیین کردید؟ آیا فرزند شما شرایط لازم را داشت؟
  • شما چه نقشی در این اتفاق داشتید؟ آیا می توانستید همه آن را تحریک کنید؟
  • کودک چگونه آن را به پایان رساند؟ راه حل خوبی بود؟
  • آیا به کودک این فرصت را دادید که جمع شود و احساسات خود را کنترل کند؟
  • چگونه کودک را آرام کردید؟

یک کمک برای درک شیوع این بیماری، داشتن یک دفتر خاطرات است.

ممکن است در نظر گرفتن این موضوع مفید باشد:

  • به این فکر کنید که چگونه روی کودک تأثیر می گذارید، حتی اگر شما عامل شیوع بیماری نباشید. شما برای حل این وضعیت و جلوگیری از شیوع بعدی بسیار مهم هستید.
  • به این فکر کنید که آیا نیاز به تغییر برنامه های روزمره دارید، مثلاً اگر صبح ها استرس زا است، وقت بیشتری داشته باشید.
  • به این فکر کنید که آیا در خانه روال های واضح و خوبی دارید تا کودک بداند از خانواده چه انتظاری دارد.
  • برای اینکه در صورت شیوع بیماری چه کاری انجام دهید، برنامه ای داشته باشید، به عنوان مثال اگر کودک شروع به جیغ زدن کرد، عقب نشینی کنید.
  • به این فکر کنید که چگونه می توانید دفعه بعد متفاوت عمل کنید تا از شیوع بیماری جلوگیری کنید یا شدت آن را کاهش دهید.
  • اگر دو یا چند بزرگسال هستید با یکدیگر صحبت کنید. اطمینان حاصل کنید که شخصی که موقعیت‌های خاص را به بهترین شکل مدیریت می‌کند، اینها را می‌پذیرد.

جلوگیری از شیوع یا کاهش آن را برای کودک آسان تر کنید

در اینجا چند نکته برای کمک به کودک شما برای جلوگیری از شیوع بیماری وجود دارد:

  • کودک را برای شکستن فعالیت آماده کنید، به عنوان مثال بگویید “اگر ده دقیقه غذا است، پس می توانید بازی را متوقف کنید”. برخی از کودکان باید با دست هدایت شوند و از یک فعالیت دور شوند.
  • از کلمات کم و جملات کوتاه استفاده کنید.
  • به کودک بفهمانید که چه اتفاقی دارد می افتد. به عنوان مثال، می توانید یک برنامه ساده برای روز یا هفته تنظیم کنید و آنچه را که قرار است اتفاق بیفتد بنویسید یا ترسیم کنید.
  • به کودک تکالیفی بدهید که بتواند از عهده آنها برآید.
  • از ترفندهایی استفاده کنید که آن را سرگرم کننده تر می کند، مانند موسیقی هنگام تمیز کردن یا شوخی کردن در مورد آن زمانی که سخت می شود. وقتی کارتان تمام شد، یک کار سرگرم کننده انجام دهید.

به دیدگاه کودک و نیازهای او فکر کنید. انعطاف پذیر باشید، کودک نمی تواند.

وقتی خلوت است با هم صحبت کنید

برای بچه‌ها، وقتی کاری را با هم انجام می‌دهید، معمولاً راحت‌تر صحبت می‌کند. شدت آن به اندازه نشستن روبروی یکدیگر نمی شود.

خوب است اگر شما و کودک با هم سعی کنید بفهمید چه اتفاقی افتاده است. سپس می توانید برای یافتن راه حل تلاش کنید. بسیار مهم است که صحبت های خود را با بلوغ و سن کودک تطبیق دهید. برای کودکان بسیار دشوار است که خودشان راه حلی پیدا کنند و بفهمند چه چیزی باعث شیوع بیماری شده است.

ابتدا بگذارید کودک با کلمات خودش بگوید که چه احساسی دارد. حتی بچه‌های کوچک هم می‌توانند بگویند، اما از کودک نخواهید بداند چه احساسی دارد و چرا. هر دوی شما باید از راه حل راضی باشید. اگر کار نکرد، باید یک مورد جدید پیدا کنید. شاید برای کودک خیلی سخت بوده باشد.

وقتی درباره احساس خود صحبت می کنید و می خواهید چه راه حلی را امتحان کنید، کودک می تواند یاد بگیرد که چگونه فکر کند. کودک همچنین می تواند راه حل های مشابهی را در صورت شیوع مجدد پیدا کند.

در اینجا چند نکته در هنگام صحبت با فرزندتان وجود دارد:

  • به جای آن بگویید چگونه کودک می تواند انجام دهد، نگویید چه چیزی اشتباه بوده است.
  • نگویید کودک رفتار بدی داشته است. کودک واقعاً نمی خواهد این کار را انجام دهد.
  • اگر ناراحت هستید کودک را سرزنش نکنید.
  • اگر کار نامناسبی انجام داده اید عذرخواهی کنید.

در مورد رعایت توصیه ها

به نظر می رسد شیوع بیماری زمانی تشدید می شود که شما سعی می کنید به کودک خود کمک کنید و آرام شود. به خاطر داشته باشید که شیوع بیماری در طول زمان کمتر و آرام تر می شود.

همچنین به خاطر داشته باشید که خلق و خوی افراد مختلف بر میزان تقاضای طغیان ها تأثیر می گذارد.

نحوه عملکرد توصیه در این متن متفاوت است. برای برخی، آنها کمتر خوب کار می کنند یا اصلاً کار نمی کنند. شما همچنین می توانید اولویت بندی کنید، ممکن است انجام همه کارها به یکباره امکان پذیر نباشد.

بعضی از بچه ها خیلی سخت تر از بقیه هستند و نیاز به حمایت خیلی بیشتری از طرف شما و دیگر بزرگسالان دارند.

اگر هیچ یک از توصیه های این متن کمکی نمی کند یا اگر در خانه و مدرسه مشکلات اساسی دارید، کمک بخواهید.

چه زمانی و کجا به دنبال حمایت و کمک باشیم؟

نحوه درک شما از شیوع و آنچه فکر می کنید دشوار و دشوار است متفاوت است.

گاهی ممکن است تمام خانواده به کسی نیاز داشته باشند که با او صحبت کنند، گاهی اوقات شما به عنوان یک بزرگسال به آن نیاز دارید، گاهی اوقات کودک به آن نیاز دارد.

اگر فکر می کنید یک یا چند مورد از این مشکلات را دارید، به دنبال پشتیبانی و کمک باشید:

  • نزاع و یا شیوع اغلب وجود دارد.
  • کودک در مدرسه یا با دوستان به دلیل شیوع بیماری مشکل دارد.
  • به نظر می رسد همه چیز را امتحان کرده اید.
  • دیگه نمیتونی تحمل کنی
  • شما خیلی عصبانی هستید یا می خواهید نوزاد را بگیرید یا به او ضربه بزنید.
  • کودک یا فرد دیگری در خانواده این کار را بسیار سخت می بیند.

کودکان باید فرصت مشارکت داشته باشند

هیچ محدودیت سنی برای زمانی که کودک می تواند بر مراقبت از او تأثیر بگذارد وجود ندارد. توانایی کودک در مشارکت با بلوغ کودک مرتبط است.

هر چه کودک بزرگتر باشد، مشارکت او در مراقبت از او اهمیت بیشتری دارد. به منظور فعال بودن در مراقبت و تصمیم گیری، مهم است که شما به عنوان یک بزرگسال و کودک اطلاعاتی را که از کارکنان مراقبت دریافت می کنید درک کنید.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا