پزشک و سلامترشد و تکامل کودکانکودکان و بارداری

رشد کودک 1-2 سال

4.9/5 - (20 امتیاز)

رشد کودک 1تا2 سال:

در زمان رشد کودک بین سن یک تا دو سالگی اتفاقات زیادی می افتد. کودک شروع به راه رفتن می کند، اولین کلمات خود را می گوید و می تواند به طور فزاینده ای احساسات و تجربیات خود را با افراد دیگر به اشتراک بگذارد.

همه کودکان منحصر به فرد هستند و رشد خاص خود را دارند. با این حال، ویژگی ها و نیازهای خاصی وجود دارد که در اکثر کودکان در یک گروه سنی رایج و معمولی است. مجله اینترنتی ضدایکس

نحوه رشد کودکان می تواند بسیار متفاوت باشد. برای درک و شناخت کودک خود، ممکن است لازم باشد در مورد رشد کودک در سنین 6-12 ماهگی یا در مورد رشد کودک در سنین 2-3 سال مطالعه کنید .

رشد در دوره های مختلف با سرعت های متفاوتی پیش می رود

بین یک تا دو سالگی، رشد کودک از هر نظر سریع است. اما رشد در دوره‌های مختلف با سرعت‌های متفاوتی پیش می‌رود و می‌تواند از کودکی به کودک دیگر، حتی بین خواهر و برادر، بسیار متفاوت باشد. در ارتباط با یک دوره رشد جدید، کودک ممکن است گاهی مضطرب شود و خلق و خوی او تغییر کند.

در این سن، معمولاً یک توانایی رشد می کند در حالی که توانایی دیگری پشت سر گذاشته می شود. به عنوان مثال، در طول یک دوره، کودک می تواند در گفتار خود بسیار رشد کند، اما در نحوه حرکت، رشد چندانی نکند و بعداً می تواند برعکس شود.

رشد کودک تحت تأثیر شرایط بسیاری قرار می گیرد. شرایط و رویدادهای فردی وجود دارد که می تواند بر چگونگی رشد کودک چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت تأثیر بگذارد. مثلاً اگر کودک نارس به دنیا آمده باشد ، ناتوانی داشته باشد یا در حال تجربه یک تغییر اساسی در زندگی باشد.

شما باید در رشد کودک تاثیر گذار باشید

کودک هنوز کاملاً به بزرگسالان وابسته است. شما و سایر افرادی که به کودک نزدیک هستند، برای احساس، رشد و ارتباط کودک با محیط اطراف بسیار مهم هستند. کودک تحت تأثیر نحوه ایجاد صمیمیت، تشویق و دادن آنچه که به آن نیاز دارد قرار می گیرد. در این صورت کودک احساس امنیت می کند.

کودک از بزرگسالان نزدیک خود به عنوان پایگاهی امن برای کشف جهان استفاده می کند.

آنچه کودک فکر می کند، می فهمد و احساس می کند

در سن یک سالگی، کودکان با تکرار مکرر یک کار، چیزهای جدید زیادی یاد می گیرند. این می تواند هر چیزی باشد، از یادگیری تلفظ یک کلمه خاص گرفته تا انداختن لیوان روی زمین و دیدن اینکه چه اتفاقی می افتد.

بسیاری از کودکان همچنین از کاوش و مقایسه موارد مشابه و متفاوت و مرتب کردن چیزهایی که به یکدیگر تعلق دارند لذت می برند. این هم برای اشیا و هم برای افراد صدق می کند.

کودک بیشتر احساس می کند که شخص خودش است. به عنوان مثال، این باعث می شود که او هم احساس غرور کند و هم از خودش شرمنده شود. رفتار بزرگسالان به کودک می گوید چه چیزی منطقی است که به آن احساس غرور یا شرم کند.

در این سن، معمولاً کودکان این کار را انجام می دهند:

  • شروع به تشخیص خود در تصویر و در آینه می کند.
  • به یاد دارند که چیزها کجا هستند، به عنوان مثال خرس عروسکی در رختخواب است و کفش ها در سالن هستند.

تفکر نمادین و خیال پردازی

بسیاری از کودکان اکنون شروع به درک چیزهایی می کنند که اینجا و اکنون وجود ندارند. به آن تفکر انتزاعی می گویند.

تفکر نمادین نیز در این سن رشد می کند. این بدان معناست که برای مثال کودک می تواند بفهمد که یک کلمه می تواند نماد یک چیز باشد. بین 1 تا 2 سالگی، کودک شروع به بازی های تظاهری می کند. وقتی بزرگسالان یا خواهر و برادرها با کودک بازی می کنند، بازی وانمودی معنادارتر می شود و کودک بیشتر در مورد جهان واقعی می فهمد و درک می کند.

کودک از کارهای اطرافیانش تقلید می کند. کودک همچنین می تواند چیزهایی را از محیطی به محیط دیگر تقلید کند. مثلاً می تواند کاری را در خانه انجام دهد که در مهد کودک دیده است.

تمرین حل مسائل

اکنون کودک می تواند آزادانه تر حرکت کند و به کاوش و کشف بپردازد. با تحقیق و آزمایش در مورد چیزها، کودک می تواند حل مسائل را تمرین کند. این یک راه مهم برای شناخت و درک آنچه در اطراف او است می باشد. مثلاً می‌تواند جا دادن چیزها در جعبه، احساس مواد مختلف، پرتاب کردن و ضربه زدن باشد.
بسیاری از کودکان شروع به درک این موضوع می کنند که “درست و نادرست” وجود دارد. کودک اغلب می‌داند که مجاز به انجام برخی کارها نیست، اما ممکن است همچنان بخواهد، مثلاً به پریز برق بزند. مهم است که کودک را از آنچه خطرناک است محافظت کنید.

همچنین می تواند خوب باشد که چیزهای دیگری را که نمی خواهید کودک لمس کند، مانند کنترل از راه دور تلویزیون را بردارید. کودکان در این سن نمی توانند تکانه های خود را کنترل کنند و چیزهایی را که پیش رو دارند رها کنند، حتی اگر شروع کنند به درک اینکه نباید آنها را لمس کنند.

بسیاری از کودکان بین 1 تا 2 سال این کار را انجام می دهند:

  • شباهت ها و تفاوت ها را ببینید.
  • “درست و غلط” را درک کنید.
  • می توانند با شنیدن یک کلمه، بدون اینکه موضوعی وجود داشته باشد، تصویری در ذهن خود ایجاد کنند.
  • اراده خود را رشد دهند و به وضوح نشان دهند.

کودکان در این سن بیشتر و بیشتر می توانند آنچه را که احساس و تجربه می کنند، منتقل کنند. به عنوان مثال، کودک می تواند به ماشین یا چیز دیگری که برایش جالب است اشاره کند و در عین حال به دنبال تماس چشمی برای به اشتراک گذاشتن این تجربه با شما باشد. کودک همچنین از واکنش های شما به عنوان مرجع استفاده می کند تا بداند چگونه آنچه را که می بیند تفسیر کند.

خیلی از بچه ها دوست دارند جایی باشند که والدینشان هستند و تقلید می کنند. حرکت در میان کاسه ها و قابلمه های کابینت آشپزخانه و درگیر شدن و «کمک کردن» به آشپزی اغلب سرگرم کنند.

کودک اراده قوی دارد و آزمایش می کند که چه چیزی خوب است

کودکان از کشف کردن لذت می برند. وقتی آنها شروع به راه رفتن می کنند، این یک سرگرمی اضافی می شود زیرا می توانند سریع تر و طولانی تر حرکت کنند. وقتی بچه‌ها حدود یک و نیم سال هستند، خیلی‌ها اراده و تمایل بیشتری برای تصمیم‌گیری برای خودشان نشان می‌دهند. کودک می بیند که می تواند با انتخاب های خود بر اطراف خود تأثیر بگذارد و این را بارها و بارها آزمایش می کند.

زمانی که احساس می‌کنید لباس پوشیدن کودک زمان زیادی طول می‌کشد، چون فرار می‌کند یا از نشستن در کالسکه امتناع می‌کند، می‌تواند آزمایشی برای صبر باشد. اما این بخشی از رشد او است. کودک هنوز نمی تواند آنچه را که شما فکر می کنید برای او مهم است درک کند و با آن سازگار شود. کودک همچنین این کار را انجام می دهد تا یاد بگیرد که چگونه آن را انجام دهد و یاد بگیرد که چگونه واکنش نشان دهد.

اینکه بچه ها این کار را انجام می دهند آنها را آموزش می دهد تا مستقل شوند و بتوانند همکاری کنند. تمام تلاش خود را بکنید تا صبور باشید. کودکان نیاز دارند و حق دارند که احساسات قوی را به طرق مختلف نشان دهند و نحوه واکنش بزرگسالان را به کارهایی که انجام می دهند آزمایش کنند.

همچنین زمانی که کودک نمی تواند یا ممکن است هر کاری را که می خواهد و می تواند انجام ندهد، احساسات او تغییر می کنند. ممکن است یک لحظه کودک خوشحال و لحظه ای دیگر ناامید باشد. کودک هنوز نمی تواند تمام احساسات قوی را کنترل کند و به کمک بزرگسالان نیاز دارد.

اجازه دهید کودک بین چند گزینه یکی را انتخاب کند

در صورت امکان، می توانید زمانی که کودک ابتکارات خود را به کار می گیرد، تشویقش کنید، این باعث تقویت عزت نفس او می شود. مثلاً اگر کودک می‌خواهد یک افسانه بخواند، می‌توانید بگویید بله یا به او اجازه دهید انتخاب کند که کدام پلیور را بپوشد. در این سن کافی است بین دو گزینه یکی را انتخاب کنید، در غیر این صورت ممکن است برای کودک خیلی سخت باشد.

در کنار هم سالان خود

کودکان بین 1 تا 2 سال اغلب دوست دارند به کودکان دیگر نزدیک شوند. گاهی اوقات آنها با هم بازی می کنند، اما معمولاً در کنار هم. شما باید حمایت و کمک کنید تا بچه ها بتوانند به نوبت بازی کنند  و با هم سازش کنند.

کودک می تواند شروع به نشان دادن این کند که احساسات سایر کودکان را درک می کند و در آن زندگی می کند. به عنوان مثال، کودک یک ساله ممکن است نشانه هایی از تمایل به دلداری کودک گریان دیگر را نشان دهد. معمولاً کودکان از روشی که به آنها دلداری می دهند تقلید می کنند و این کار را دقیقاً به گونه ای انجام می دهند که خود کودک دلداری داده شده است.

گاهی اوقات اضطراب در 1.5 سالگی بیشتر می شود

بسیاری از کودکان یک ساله دوره ای دارند که کمتر از افراد یا موقعیت هایی که نمی شناسند می ترسند و از کشف محیط اطراف خود خوشحال می شوند. در حدود 1.5 سالگی، نوزاد ممکن است دوباره نسبت به جدایی حساس شود و نیاز به نزدیکی بیشتری داشته باشد. این عدم اطمینان همچنین می تواند توسط کودک احساس شود که ناگهان نمی خواهد کاری را انجام دهد که قبلاً دوست داشته است. همچنین ممکن است کودک نگران جا ماندن در جایی باشد.

این یک مرحله طبیعی در رشد است که می تواند به وضوح در کودکان مختلف احساس شود. این که بچه ها چقدر مراقب هستند و چقدر در سفر اکتشافی پیش می روند، تحت تأثیر خلق و خوی کودک است.

زبان، گفتار و ارتباطات

کودکان معمولاً اولین کلمات خود را در حدود یک سالگی می گویند، اما زمانی که کودکان شروع به صحبت می کنند بسیار متفاوت است. بسیاری از کودکان دوره ای از حدود یک و نیم تا دو سالگی دارند که دایره لغات به سرعت افزایش می یابد. به طور متوسط، دختران کمی زودتر از پسرها صحبت می کنند. اما تفاوت بین کودکان مختلف بیشتر از دختر و پسر است.

در ابتدا، کلمات می توانند بیشتر یا کمتر از معنای بزرگسالان باشند. به عنوان مثال، کلمه “سگ” را می توان برای تمام حیوانات چهار پا به کار برد یا کلمه “بطری” را فقط می توان برای شیشه شیر استفاده کرد.

یک کودک یک ساله معمولا از کلماتی استفاده می کند که به معنای یک جمله کامل هستند. “پدر” می تواند به معنای “پدر، من غذا می خواهم”.

بسیاری از کودکان کلمات و عبارات خاص خود را برای چیزهای مختلف دارند.

در این سن، کودک بیشتر و بیشتر می فهمد و به زودی بیشتر آنچه را که شما در زندگی روزمره صحبت می کنید، درک خواهد کرد. در تمام مدتی که کودکان در حال یادگیری زبان هستند، کلمات بسیار بیشتری از آنچه که می توانند بیان کنند، می فهمند.

کودک اشاره می کند و نشان می دهد

کودک ممکن است از اینکه نمی تواند خود را درک کند ناامید و عصبانی شود. بخش بزرگی از ارتباطات کودک از طریق حرکات و اشاره صورت می گیرد. اشاره کردن می تواند به این معنا باشد که کودک چیزی می خواهد، یا می خواهد چیزی را به شما نشان دهد، در مورد چیزی شگفت زده می شود و می خواهد چیزی را کشف کند.

وقتی کودک بزرگتر می شود، همزمان از اشاره، صدا و نگاه بیشتر و بیشتر استفاده می کند و سپس درک خواسته های او با اشاره آسان تر می شود. با گوش دادن به صحبت های کودک، ارتباط چشمی با کودک و فهمیدن اینکه کودک چه می خواهد، یاد می گیرد که خود را بهتر بیان کند. کودک تأیید می کند که بزرگسالان آن را درک می کنند و این بدان معنی است که زبان رشد می کند.

کلمه نه را می فهمد و امتحان می کند

بسیاری از کودکان در حدود یک سالگی معنای کلمه “نه” را کشف و درک می کنند. آنها می توانند «نه» بزرگسالان را در موقعیت های مختلف تکرار کنند. کودک تلاش خود را در استفاده از کلمه امتحان می کند، بدون اینکه همیشه به معنای نه گفتن باشد. این اولین قدم برای نشان دادن اراده و استقلال خود است.

کلمات در ابتدا

اولین کلمات معمولاً نام چیزهایی هستند که برای کودک اهمیت زیادی دارند، مانند “مامان”، “بابا”. در اواخر سال دوم زندگی، برخی از کودکان می توانند جملات کوتاه، معمولاً دو کلمه، مانند “دارد” یا “ماشین مادر” را کنار هم بگذارند. کودک برای بیان نیازها از کلماتی مانند “نوشیدن” استفاده می کند. کودک همچنین می تواند از کلمات برای احساسات استفاده کند. در اواخر این دوره، گفتن «مال من» و «مال تو» برای کودکان نیز رایج است.

در حدود دو سالگی، بسیاری از کودکان می توانند از 50 کلمه تا چند صد کلمه را تلفظ کنند، اما بسیار متفاوت است. برخی کلمات بیشتری می دانند، برخی دیگر کمتر.

گوش کن، حرف بزن و بگو

با گوش دادن و صحبت زیاد با کودک، نه تنها رشد زبانی کودک را تحریک می کنید، بلکه یاد می گیرد چگونه می تواند برای خودش فکر کند. به عنوان مثال، می توانید در مورد آنچه که کودک می بیند و آنچه با هم تجربه می کنید بگویید.

از آنچه که خود کودک می بیند یا به آن اشاره می کند شروع کنید و آن را در قالب کلمات بیان کنید. با سطح دکودک سازگار شوید، آنچه را که کودک می گوید تکرار و تفسیر کنید.

با هم در کتاب ها نگاه کنید

زبان کودک و نحوه ارتباط او با مطالعه و تماشای کتاب ها با هم و صحبت در مورد آنچه در تصاویر می بینید توسعه می یابد. کودکان در این سن اغلب از شنیدن مکرر داستان های مشابه لذت می برند. تشخیص آنچه مورد خطاب قرار می گیرد برای کودک مهم است. دور هم جمع شدن و صحبت کردن در مورد چیزهایی که می بینید نیز رابطه شما را تقویت می کند.

بدن و نحوه حرکت کودک

در این سن، کودکان نیاز زیادی به تحرک دارند. آنها اغلب اولین قدم های خود را برمی دارند. آنها کشف محیط اطراف را سرگرم کننده می دانند. با تحرکت، کودک تمرین می کند تا از اعضای بدنش به طور کامل استفاده کند و از خود مراقبت کند.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا